توی تنهایی هامون گم شدیم ما جدا از توده ی مردم شدیم ماقلم برداشتیم اینو نوشتیمکه ما بازیچه های سرنوشتیمنشسته اشک روی صورتامونچشاشو بسته روی ما خدامونصدای ما میمونه تو گلومونچقدر دوره امید و آرزومون
برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 23:16
نه راه پیش دارم نه پسدر نمیاد از من نفسوقتی محاله وصلموندلم میمونه تو قفس یاد روزایی که گذشتکه رفت و دیگه بر نگشتمنو دیوونم میکنهاین زندگی این سرگذشت تو با دل غمگین منحرفای آخرو زدیچی بگم از اون قص
برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 23:16
تموم زندگی خواستمبتونی عاشقم باشیواست هر کاری میکردمکه تو دقایقم باشینمیدونی چه شبهاییکه من از بی کسی مردمبیا عشقم بدون تو غمو از پا در آوردم میگم لعنت به عشقی که تش تلخیهاحساسی که واسه من عذابه
برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 23:16


برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 23:16
عشق بد خیم ترین شیوه ی درد است ولیهر دو گر دوست بدارند بسی شیرین استیک نفر گر ندهد دل همه کار است خرابشادی آن است که قلب دو طرف غمگین است دانیال علی پناهی پی نوشت : عشق فقط زمانی ارزش غم خورد
برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 23:16
از جوانی خیر ها دیدیم ؟ خیر یا گلی از باغها چیدیم ؟ خیر رنگ خوشبختی ندیدیم و هنوز بخت بد تنها پسندیدیم ؟ خیر در جهانی که فقط غمگین شدیم غیر غم چیزی نفهمیدیم ؟ خیر دانیال علی پناهی
برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 23:16